(توضیح: نمایشگاه مجتبی حق جو متشکل از کارهای چاپ دستی متکثری هستند که او آنها را در قالب فریم های یک ویدئو آرت عکاسی و تدوین کرده است و همزمان با اینکار در این نمایشگاه ویدئوآرتی به نمایش در می آید که مجتبی حق جو روایت بوم نقاشی خود را تصویر کرده است. برای اینکار او سه پایه ای جلوی بوم اش می کارد و از هر تاش رنگی و از تمامی مراحل فرایند نقاشی بوم عکس می گیرد و دست آخر یک بوم نقاشی زنده تولید می کند. بوم نقاشی او گر چه اکنون به عنوان یک تک بوم درآمده است اما در کنار ویدئویی به نمایش در می آید که روایتهای چندگانه مجتبی روی بوم را ضبط کرده است، این بوم در فرایند تولیدش به هزار سو می رود، روایت قبلی را گم می کند و گاه به خودش باز می آید و به اینکه باید بوم نهایی را شکل بخشد.)
یادداشت
سینماتوگراف به کدام سوی می چرخد؟ / به مناسبت نمایشگاه مجتبی حق جو
(توضیح: نمایشگاه مجتبی حق جو متشکل از کارهای چاپ دستی متکثری هستند که او آنها را در قالب فریم های یک ویدئو آرت عکاسی و تدوین کرده است و همزمان با اینکار در این نمایشگاه ویدئوآرتی به نمایش در می آید که مجتبی حق جو روایت بوم نقاشی خود را تصویر کرده است. برای اینکار او سه پایه ای جلوی بوم اش می کارد و از هر تاش رنگی و از تمامی مراحل فرایند نقاشی بوم عکس می گیرد و دست آخر یک بوم نقاشی زنده تولید می کند. بوم نقاشی او گر چه اکنون به عنوان یک تک بوم درآمده است اما در کنار ویدئویی به نمایش در می آید که روایتهای چندگانه مجتبی روی بوم را ضبط کرده است، این بوم در فرایند تولیدش به هزار سو می رود، روایت قبلی را گم می کند و گاه به خودش باز می آید و به اینکه باید بوم نهایی را شکل بخشد.)
درباره زغال
پیشترها نشریه ی چاپی زغال به همت دوستان در 5 شماره منتشر شد. این نشریه حاصل دور هم نشینی ها و نتایج گفتگوهای شبانه ی دوستانی بود که یکجا زندگی مشترک داشتند. حال که اعضای زغال از همدیگر دور افتاده اند بر آن شدیم که این نشریه را به صورت الکترونیکی ادامه دهیم.
تلویزیون دروغ می گوید!
(یادداشت سردبیری زغال)
1
ما همیشه سلطهی ژورنالیسم را بر فراز سرمان احساس میکنیم. سلطهای همچون نفرین پدری که فرزندان ادیپوس(پولینیسس و اتئوکلس) آنرا در تمام طول عمرشان در بالای سرشان میدیدند. این نفرین تنها یک کاربرد داشت،و آنهم گوشزد کردن سرنوشت مخوف فرزندان به آنها بود. درایران تمامی ابزارهای ژورنالیسم(روزنامه، نشریات، سایتهای خبری و رسمی و ...) جزئی از یک کل بزرگتر به نام تلویزیون هستند. تلویزیون جمهوری اسلامی نفرینی است که سرکوبگری صاحبانش، و سرنوشت مخوف مردمان را به آنها گوشزد میکند. این همان نفرین پدریست که با وقاحت تمام خود را به نمایش میگذارد. آنتیگونه تنها فرزند/دختر ادیپوس بود که از سرنوشت شوماش آگاه شد و به عمد از آن تخطی کرد. اکنون که همهی ما از سرنوشت شوممان در این مملکت آگاه شدهایم؛ تنها یک راه برایمان باقی میماند و آن تخطی کردن از سرنوشتی است که دیگری برایمان رقم میزند.
ظهور یک بروکرات
تاريخ 20/8/1362
شماره :822/پ پيوست:ندارد
مديريت محترم اداره
با سلام احتراما به استحضار مي رساند، اينجانب ب - الف - شين ، به شماره شناسنامه 1463873861 صادره از تهران، بنابر رسالتي كه بر وجدان خود احساس مي كنم و با توجه به موقعيت فعلي كه جامعه پيرامون را فرا گرفته ، خود را مسئول دانسته وبنابراين مسئوليت خطير خود را موظف مي دانم، كه جامعه پيرامون خويش را از جهل و گمراهي برهانم و چراغ حقيقت را به درب خانه هاي مردم برسانم.


