Text

فرمانبرداری "همه آمیز"

فرستادن به ایمیل چاپ

(به مناسبت انتشار کتاب "ادعای آنتیگونه" از جودیت باتلر در سایت مایندموتور و درباب فصل سوم این کتاب تحت عنوان "فرمانبرداری بی‌قاعده" یا همه‌آمیز؟).


نقاشی ونوس

Master of the taking of trento .... Active in Florence in the first half of the fourteenth century

The Triumph of venus، Venerated by Six legendary lovers: Achille ,Tristan, Lancelot, Samson, Paris and Troilus.

"اگر به یاد داشته باشیم که نزد لکان، امر نمادین - آن دسته از قوانینی که بر توانایی سخنوری و قابلیت سخن گفتن در دل فرهنگ حکمفرماست- بواسطه‌ي کلمات(words) پدر برانگیخته می‌شود، پس سخنان پدر بطور حتم به گوش آنتیگونه می رسند؛ کلمات –در هماره‌شان- واسطی هستند که آنتیگونه در درون آن عمل کرده و در قالب کلمات پدر از عمل خود دفاع می کند"... جودیت باتلر/ ادعای آنتیگونه/ فصل سوم

ادامه مطلب...

چگونه ذهن به سوژه بدل می شود

فرستادن به ایمیل چاپ
1mind-subject

نشریه ی زغال به خاطر تاخیری که در به ‌روز کردن مطالب سایت رخ داد از شما دوستان و همراهان همیشگی این سایت پوزش می طلبد. اما شاید بتوان چنین تاخیری را فرصتی تلقی کرد برای یک بازاندیشی. این در صورتی امکان‌پذیر خواهد بود که بجای نظریه ‌ی اصل تداومْ قائل به گسست باشیم، اعتقاد به این امر که هر لحظه و دقیقه ‌ی ما انگاره و سامانه‌ی خود را داراست. دقایق مدام بر تن جامعه نقش می ‌بندند و ما را با ساحتی دیگرگونه مواجه می‌کنند. فرمِ بیان ما واژگون می ‌شود و ذهن ما در بستر ساحت ‌های جدید پیش آمده از نو شکل می‌پذیرد. این تنها راهی است که ما را از غلتیدن در دام جریان تفسیر بی‌پایان متونمان-بی ‌هیچ ارتباطی با جهان خارج- باز می ‌دارد...

ادامه مطلب...

نفی و اثبات در فلسفه و پدیده‌شناسی روح

فرستادن به ایمیل چاپ
shahkueiپيشگفتار

 

در مقالة زير، " نفي و اثبات در فلسفه و پديده‌شناسي روح" ، دو روش، روش فلسفه ( يا روش مفهومي ) در علوم انساني و روش علم (يا روش تجربي) در بررسي روند واقعيّت‌هاي مشخص مثل آناتومي و غيره تبيين گشته، و تا حدي كه وسع نگارنده اجازه مي‌داده كوشش شده‌است تا در آن، تلاش عظيم هگل در درك مفهومِ ضرورت و بنيادگذاري روش ديالكتيكي بازتاب يابد. در اين راستا، در بارة فيلسوفاني نيزكه مستقيم‌تر بر هگل مؤثر بودند، مختصر صحبتي شده‌است و بيش از همه از ارسطو. زيرا نسبت به عصرِكم مايگيِ دانش، و به دليلِ مسائل و مقولات مهمي‌كه در هستي‌شناسي‌توسط او مطرح شده و در چارچوب منطق تدوين گرديده،كار او غول‌آسا است. درهرحال، خيلي اهميّت داردكه روش ديالكتيكي را در برابر روش تجربي، خوب درك كنيم. اهميّت اين مطلب به خاطرخود مطلب است. بايد به اين دو روش دقت كنيم. در خواندن اين مقاله بايد حوصله به خرج داد.

ادامه مطلب...

فقط خدا می‌داند

فرستادن به ایمیل چاپ
god-only-knowچندی پيش در سميناري كه توسط نشرية ماركسيسم امروز برگزار شد و من در آن حضور داشتم، سندي كه دستور جلسة مباحث را اعلام ميكرد مدعي بود: «پايان برداشت منطقي از تاريخ، به ايدئولوژي و اخلاق در برساختن سياستهاي راديكال وزن بيشتري ميبخشد». من به هيچوجه با اين صورتبندي مخالف نيستم اما استدلال خواهم كرد كه اين صورتبندي دوپهلو است، چراكه ميتواند متضمن دو دعوي يا اظهار كاملاً متفاوت باشد. نخست آنكه هويتهاي سياسي، در جهان چندپارة جوامع امروزي، بسي پيچيده‌تر از آن چيزي هستند كه چپ سنتي پيشتر تصورش را ميكرد. در حقيقتِ اين امر هيچ ترديدي نيست. اما معناي آن ميتواند برحسب ديالكتيك نامحسوس و سرسخت جانشيني نيز تفسير شود – منطقهاي كلاسيك تاريخ ميبايد جايشان را به چيز ديگري بسپارند كه همان جايگاه ساختاري اين منطقهارا اشغال ميكند.
ادامه مطلب...

تولید و بازتولید اخلاق جـنـسـی

فرستادن به ایمیل چاپ
مقدمه ی من :

 

میل –و به ویژه میل جـنـسـی– کانالی است که از طریق آن امر روانی-فردی به طرز توطئه آمیزی با گفتمان مسلط سیاسی-اجتماعی ارتباط می یابد. گفتمان مسلط، با نمادینه کردن میل ها و کدگذاری شان در ماشین هایی چون خانواده، مدرسه و تلویزیون، آنها را در ساختارهای مشخص، نظم می دهد تا کنترل و تنظیم آن را در دست گیرد. هرگاه صحبت از میل و میل جـنـسـی می شود، در ناخودآگاهایمان (جایی که به قول لکان، دیگری بزرگ دست اندرکار است)، به یاد اتاق خواب تاریک و تخت خواب می افتیم؛ حوزه ای شخصی و خصوصی که بهتر است درش را باز نکنیم ! اما این همان ایدئولوژی است با همان تعریف اولیه مارکسی اش؛ آگاهی کاذب (جایی که زخم ها و تناقض های امرواقع، به چیز دیگری تاویل و تبدیل می شود). گفتمان مسلط با طبیعی/ فیزیولوژِیک جلوه دادنِ میل جـنـسـی، و پنهان کردن دستان انگولک کننده نظام مسلط اجتماعی، میل جـنـسـی را به ناخودآگاه ها و پستوها می راند. اما مگر میل جـنـسـی، چیزی غیر از این است؟! با چنین پرسشی است که شکاف بین چیز داده-شده و امر ساخته-شده، برملا می شود.

ادامه مطلب...

صفحه 1 از 3

YOU ARE HERE: Text