چندی پيش در سميناري كه توسط نشرية ماركسيسم امروز برگزار شد و من در آن حضور داشتم، سندي كه دستور جلسة مباحث را اعلام ميكرد مدعي بود: «پايان برداشت منطقي از تاريخ، به ايدئولوژي و اخلاق در برساختن سياستهاي راديكال وزن بيشتري ميبخشد». من به هيچوجه با اين صورتبندي مخالف نيستم اما استدلال خواهم كرد كه اين صورتبندي دوپهلو است، چراكه ميتواند متضمن دو دعوي يا اظهار كاملاً متفاوت باشد. نخست آنكه هويتهاي سياسي، در جهان چندپارة جوامع امروزي، بسي پيچيدهتر از آن چيزي هستند كه چپ سنتي پيشتر تصورش را ميكرد. در حقيقتِ اين امر هيچ ترديدي نيست. اما معناي آن ميتواند برحسب ديالكتيك نامحسوس و سرسخت جانشيني نيز تفسير شود – منطقهاي كلاسيك تاريخ ميبايد جايشان را به چيز ديگري بسپارند كه همان جايگاه ساختاري اين منطقهارا اشغال ميكند.
ترجمه
فقط خدا میداند
چندی پيش در سميناري كه توسط نشرية ماركسيسم امروز برگزار شد و من در آن حضور داشتم، سندي كه دستور جلسة مباحث را اعلام ميكرد مدعي بود: «پايان برداشت منطقي از تاريخ، به ايدئولوژي و اخلاق در برساختن سياستهاي راديكال وزن بيشتري ميبخشد». من به هيچوجه با اين صورتبندي مخالف نيستم اما استدلال خواهم كرد كه اين صورتبندي دوپهلو است، چراكه ميتواند متضمن دو دعوي يا اظهار كاملاً متفاوت باشد. نخست آنكه هويتهاي سياسي، در جهان چندپارة جوامع امروزي، بسي پيچيدهتر از آن چيزي هستند كه چپ سنتي پيشتر تصورش را ميكرد. در حقيقتِ اين امر هيچ ترديدي نيست. اما معناي آن ميتواند برحسب ديالكتيك نامحسوس و سرسخت جانشيني نيز تفسير شود – منطقهاي كلاسيك تاريخ ميبايد جايشان را به چيز ديگري بسپارند كه همان جايگاه ساختاري اين منطقهارا اشغال ميكند.
تولید و بازتولید اخلاق جـنـسـی
میل –و به ویژه میل جـنـسـی– کانالی است که از طریق آن امر روانی-فردی به طرز توطئه آمیزی با گفتمان مسلط سیاسی-اجتماعی ارتباط می یابد. گفتمان مسلط، با نمادینه کردن میل ها و کدگذاری شان در ماشین هایی چون خانواده، مدرسه و تلویزیون، آنها را در ساختارهای مشخص، نظم می دهد تا کنترل و تنظیم آن را در دست گیرد. هرگاه صحبت از میل و میل جـنـسـی می شود، در ناخودآگاهایمان (جایی که به قول لکان، دیگری بزرگ دست اندرکار است)، به یاد اتاق خواب تاریک و تخت خواب می افتیم؛ حوزه ای شخصی و خصوصی که بهتر است درش را باز نکنیم ! اما این همان ایدئولوژی است با همان تعریف اولیه مارکسی اش؛ آگاهی کاذب (جایی که زخم ها و تناقض های امرواقع، به چیز دیگری تاویل و تبدیل می شود). گفتمان مسلط با طبیعی/ فیزیولوژِیک جلوه دادنِ میل جـنـسـی، و پنهان کردن دستان انگولک کننده نظام مسلط اجتماعی، میل جـنـسـی را به ناخودآگاه ها و پستوها می راند. اما مگر میل جـنـسـی، چیزی غیر از این است؟! با چنین پرسشی است که شکاف بین چیز داده-شده و امر ساخته-شده، برملا می شود.
پارالاکس و معماری
بخش اول این مقاله در پستهای قبلی مجله زغال منتشر گردیده است!
... اساسا پست مدرن نئواستالینیستی یک محصول کاپیتالیستی است که خود را به عنوان یک ایدئولوژی غیر سیاسی بی اهمیت تلقی می کند که فقط به پول و موفقیت معطوف است و تمام اهداف متعالی را خوار می شمارد. ایدئولوژی خودانگیخته این بورژوازی جدید با آنچه که به نظر می رسد اشتیاق عوامانه به امر واقع (لذت، ثروت، قدرت) یا یک پان-زیبایی گرایی باشد، متناقض است: همه ایدئولوژی ها برابرند، به نحو مضحکی برابرند، آنها فقط به عنوان یک چاشنی برای تحریک زیبایی شناسانه مفیدند. به نحوی که هرچه تحریک بیشتری تولید می کنند مشکلات بیشتری می آفرینند. معماری نئواستالینیستی وانمود می کند که فقط یک بازی انجام می دهد. و آنچه آنها از آن ناآگاهند این است که وضعیت بازیگوشانه آنها به طور مستقلی پتانسیل تبدیل شدن به یک وضعیت جدی را دارد. این سهل انگاری بازیگوشانه، واقعیت ظالمانه اعمال قدرت را پنهان می کند: آنچه به عنوان منظره زیبایی شناسی نمایش می دهند، برای توده های مردم تبدیل به واقعیت می شود. بی تفاوتی آنها نسبت به ایدئولوژی شکلی از همدستی آنها با ایدئولوژی رایج است.
اندیشهی مذهبی و اندیشهی فلسفی
سخنرانی امسال به تشریح فصل هفتم پدیدارشناسی اختصاص یافته که عنوان مذهب را بر پیشانی دارد، که در آن هگل ساختار و سیر تکامل اصول یزدان شناختی ای را مورد مطالعه قرار می دهد که در دروس تاریخِ خود به دقت شرح داده بود.
چگونه چین مذهبی شد؟
رسانه های لیبرال غربی در ماه آگوست موردی برای خندیدن داشتند، یعنی زمانی که وزارت امور مذهبی دولت چین فرمان شماره 5 را صادر کرد، قانونی که «اقدامات مدیریتی در رابطه با تناسخ بوداهای زنده در بودیسم تبتی» را شامل می شد. این "حرکت مهم در جهت نهادینه کردن مدیریت بر تناسخ"، اساسا راهبان بودایی را از رجعت از مرگ بدون اجازه ی حکومت منع می کرد: هیچ کس خارج از چین نمی تواند در فرایند تناسخ تأثیر بگذارد، تنها اعضاء خانقاه های چینی حق تقاضای مجوز را دارند.
صفحه 1 از 3


