جنبش هنری، اقلیتی است که همیشه آن پتانسیل سیاسی برای نابودی وضعیت
هنجارمند را در خود می بیند و بقیه را به رادیکالیزه کردن و هنجارزدایی
فرا می خواند. جنبش هنری بی آنکه از کسی حمایت کند، بر علیه هنجارها می
شورد و حتی اگر دوباره خیابانها خالی شوند به کار خود ادامه داده و خانه
بدوش باقی خواهد ماند......
روياي من درباره ي خانه فقط از فضاهاي ثانويه مثل راه پله، كريدور، توالت،
انباري، آشپزخانه شكل گرفته است. بدون اتاق نشيمن يا خواب! پس اين امكان
وجود دارد كه آنچه من مي گويم در هريك از دوسوي مرز حدسيات نو و ناشناخته
يا اطلاعاتي كه در حال حاضر و از مدت ها قبل وجود داشته اند نوسان كند! ....
به نظر می رسد شرایطی که هم اکنون در آن به سر می بریم، یک تجربه ی بی نظیر تاریخیست. انگار قرار است حقیقت برای همیشه در پشت پرده باقی بماند. قدرت ارتجاعی که سال های سال به جز سرکوب و تحقیر، کاری از پیش نمی برده، در هنگام احساس خطر، آلترناتیوی را از جانب خود پیشنهاد می دهد که ظاهراً مدافع نجات بخش روشنفکران، هنرمندان و اقشار بی دفاع جامعه است...
درشرایطی که همهجا پر است از کتابها، متن سخنرانیها، دست نوشتهها و یادداشتهای سیاسی جریانات "هنجارمند" و پرطمطراق راستاندیشان، هنوز در گوشه کنارهها همهمههای "ناهنجار" کسانی که میخواهند جنبشهای مستقلی پایهریزی کنند به گوش میرسد. همهمههایی که محتوای آواییشان در هیچ ظرف موسیقیایی خوشآهنگی نمیگنجد...
این روزها در بین متفکرین بحث در باره ی ایده های درست و نادرست داغ است. این پیامد اهمیت زیاد تمییز دادن حقیقت است. از این رو می خواهم شرح مختصری بدهم که فکر می کنم می تواند تفاوت ها و معیارهایی را براي تشخيص ایده ها و شناخت برقرار کند.....
زیر بار فاجعه ی سطحی کالباس خوردیم
از طبقه ی کارگر افتادیم کسی نگاه مان نکرد انگار انجام وظیفه را کرده بودیم
چند نفر به سیم رادیو وصل شده بودند برای آگاهی از واقعیت
...